تاریخچه و فلسفه شب یلدا
تاریخچه و فلسفه شب یلدا
تبریک شب یلدا

شیرینىِ در کنار هم بودن لبخندهاى امشب، هزار بار بهتر از اشکِ حسرت ریختن بر مزار جدایى هاى فرداست. 
غزلــــــــــی ناب
پرده را بَر زده ای تا که مرا شاد کنــی
تنِ رنجــورِ مرا حد زده ، آزاد کنــی
دم به دم بودنِ با تو به جهانی ندهم
قالـیِ قلبِ مرا رج زده،فریاد کنــی

شب و روزی شده ست کارِ دلم ،
ناله و زار
قدحِ
نابِ مرا مِی زده ، بیــداد کنــی
در
مناجاتِ سحــر با تو حکایت بکنم
حلِّ این
مسئله را رد زده،امـداد کنــی ...
سروده ای از همکار گرامی:
انواع واژه و جمله از نظر ساختمان
انواع واژه وجمله از نظر ساختمان
![]()
واژه ی ساده : واژه ای که از یک جز تشکیل شده باشد.
مثال:چشم - سنگ
واژه ی غیر ساده: واژه ای که بیش از یک جز دارد.
مثال:خودبینی -شایستگی
انواع واژه ی غیر ساده
مشتق : كه از یك تكواژ آزاد و مستقل و یك تكواژ وابسته (وند) تشكیل می شود.
مثال: کوشش ، هفته، دانا، عروسک، نمک زار، نمکدان، کوهستان
مركب: كه حداقل از دو تكواژ كه هر یك مستقلاً
معنا دارند، ساخته شده است.
مثال: گلاب، دل پذیر ، کار خانه، جوان مرد،دادستان (ستان بن مضارع «ستاندن»است) ، سخندان
مشتق –مركب: كه ویژگی های مشتق و مركب را با هم دارد.
مثال: دانشجو، آبمیوه گیری، هیچ کاره ، خودشناسی
انواع جمله : جمله ی ساده- جمله ی غیر ساده
این هم پاورپوینت این مطلب امید که مورد استفاده ی شما عزیزان قرار بگیرد.
روشنی، من، گل، آب - و پیامی در راه - ساده رنگ - در گلستانه - پیغام ماهی ها - نشانی - شب تنهایی خوب - ندای آغاز - دوست

دانلود دکلمه اشعار سهراب سپهری با صدای خسرو شکیباییحجم فایل: 28 مگابایت
منبع: وبلاگ همکار گرامی ادبیات «رویش باران فارسی راهنمایی»
جملات زیبای روانشناسی
باور محال بودنش را عوض کن . . .
برنده می گوید مشکل است ، اما ممکن
و بازنده می گوید ممکن است ، اما مشکل . . .
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند . . .
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتان مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . . .
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . . .
"بیل گیتس"
صفت های فاعلی ، مفعولی ، لیاقت و نسبی
الف ) بن مضارع + َ نده : گوینده ، بیننده
ب ) بن مضارع + ان : خندان ، گریان
ج ) بن مضارع + ا : توانا ، گویا
د ) بن ماضی یا مضارع + ار : خریدار ، پرستار
هـ ) بن ماضی یا مضارع یا اسم + گار : آفریدگار،آموزگار، کامگار
و ) بن ماضی یا بن مضارع یا اسم و صفت + گر :
رفـتـگـر ، تـوانـگـر ، کـارگــر ، روشــنگر
ز ) بن مضارع ، اسم ،صفت یا فعل امر + کار :
تــراشــکــار ، ریـــاکــار ، نــیــکــوکــار ، بستانکار
ح ) اسم + بن مضارع : درســــخــــوان
ت ) پیشوند + بن مضارع یا صفت : نــادان ، نــاوارد
ی ) اسم ، صفت ،قید یا ضمیر مشترک + بن مضارع :
دادرس ، خوش نویس ، تــنــدرو ، خـــودجــوش
2- صفت مفعولی : بردو گونه است :
الف ) بن ماضی + ه : خورده ، نشسته
ب ) اسم ، صفت + بن ماضی : خوش دوخت ، بادآورد
3- صفت لیاقت : مصدر + ی : دیدنی ، گفتنی
4- صفت نسبی :
الف ) اسم + ی : شیرازی (برخی از واژه های مختوم به ه ــه
به جای « ی » پسوند « گی » می گیرند : خانگی ، هفتگی)
ب ) اسم / صفت + انه : پسرانه ، مؤدبّانه ( برخی از واژه های
مختوم به ه/ ــه به جای « انه » پسوند « گانه » می گیرند :
بچگانه
پ) اسم یا گروه اسمی + ه : کناره ، دوماهه
ت) اسم + ین / ینه : زرّین / زرّینه
ث ) اسم / صفت + گان / گانه : دهگان ، جداگانه
ج ) اسم + انی : نورانی
گذاشتن و گزاردن
گذاشتن وگزاردن
گذاشتن در معنای حقیقی کلمه به معنای « قرار دادن» به طور عینی ومشهود است.مثلاً: «لیوان را روی میز می گذارم.» یا«کتاب را در قفسه گذاشت.»
امّا گذاشتن در معنای مجازی « قرار داد کردن ،وضع کردن ،تأ سیس کردن» می باشد.مثلاً،کسی که قانون راوضع وبنا می کند «قانونگذار» است.وقانونگذاری به معنی «وضع قوانین» ونیزبدعتگذار کسی است که بدعت را وضع وتأسیس می کند . بنیانگذار ،کسی است که بنای کاری یا مؤسسه ای رامی گذارد .
گزاردن در معنای اوّل،به معنی «به جا آوردن» ،«ادا کردن»،«اجراکردن»،«انجام دادن» می باشد.مثلاً،«نمازگزاردن» یعنی ادا کردن نماز یا« کارگزار» به معنی انجام دهنده واجرا کننده ی کار
گزاردن در معنای دوم ،«برگرداندن از زبانی به زبان دیگر» که مرادف است با « ترجمه کردن» همچنین به معنی « تعبیر کردن» ،« شرح دادن»می باشد.مثلاً : « خوابگزار»تعبیر کننده ی خواب یا معبّر می باشد
بنابر این گذاشتن با«ذ» وگزاردن با«ز»است.خلط این دو فعل ،اخیراً از آنجا ناشی شده است که صیغه ی امری هر دوازلحاظ آوایی یکسان است.یعنی امر گذاشتن می شود«گذار» وامرگزاردن نیز می شود«گزار» ، ولی معنای آنها یکسان نیست.
به کلمات زیر با توجّه به معنای آن دقّت کنید:
|
قانونگذار، بدعتگذار، بنیانگذار، سرمایه گذار، فروگذار،پایه گذار، نماز گزار، سپاسگزار، شکر گزار، وامگزار، کار گزار، حج گزار، خراجگزار، خبر گزار، پاسخ گزار، خوابگزار، پیغام گزار، خدمتگزار، حق گزار.... |
تمایز معنایی میان این دو کاربرد چنان ظریف است که در همه حال امکان اشتباه هست.
برای مثال : به عقیده ی شادروان دکتر معین که در ذیل «کار گذار» و«کار گزار» متذکر شده است.میان این دو ترکیب تفاوت معنایی است : « کار گذار» کسی است که کارها را راه می اندازدودشواری هارااز پیش پا برمی داردوراه راهموار می کند.(کاربر) ؛اما« کارگزار» کسی است که کاری را اجرا می کندوبه اصطلاح امروزه « انجام » می دهد.
یا مثلاًدر مورد«حکم گذار» یعنی واضع حکم وحکمران، امّا« حکم گزار»به معنای اجرا کننده ی حکم»است .در مورد«سنّت گذار» اگرمنظوراز این ترکیب «آورنده ی سنّت ووضع کننده ی سنت » باشد باید با« ذ» نوشته شود ؛ولی اگر مراد«به جا آورنده ی سنّت »با شد مثل ( به جا آوردن نماز مستحبی نافله)بایدبا«ز» نوشته شود.
منبع : پیک آموزشی www.akhlaghenik.blogfa.com»
با تشکّر از دوست خوبم ادیب ارجمند جناب آقای محمّد آزاد
آشنایی با متمّم
متمّم های گروه الف :
آریا به فردایی بهتر می اندیشد .
محمّد به مقام پدرش می نازد .
مردم گروه گروه به دین اسلام گرویدند .
دختر بچه ملتمسانه به مرد می نگریست .
دانش آموزان این کلاس با نفس امّاره ی خود می جنگند .
پیرمرد با درد فراق پسر خود می ساخت .
همه ی ما باید از تفرقه بپرهیزیم .
ابراهیم از تاریکی نمی ترسد .
دوستانش از سخنان تند او رنجیده اند .
متمّم های گروه ب :
امیر به مدرسه آمد .
دوستم همیشه با دوچرخه به مدرسه می آید .
او را در خیابان دیدم .
ما هر روز به مسجد می رویم .
ابراهیم با دوچرخه ازخانه به ورزشگاه آمده بود .
* دانش آموز خوبم فکر می کنی متمّم های گروه «الف » و گروه « ب »چه تفاوتی با هم دارند ؟
* راستی متمّم های کدام گروه را اگر از جمله حذف کنیم از نظر دستوری جمله دچار مشکل نمی شود ؟
ساخت فعل امر به زبان بسیار ساده
- « همزه » را به جای حرف « تـ » قرار دهید . ( اذهَـبُ )
- با توجّه به حرکت حرف سوم فعل مضارع به همزه « حرکت » دهید : اگر حرکت حرف سوم فتحه یا کسره بود به همزه حرکت کسره دهید : مثال :( اِذهَــبُ ) و اگر حرکت حرف سوم ضمّه بود به همزه حرکت ضمّه دهید . مانند:( اُکـتُـــبُ )
- فعل خود را مجزوم کنید :
الف ) اگر فعل شما فقط چهار حرف داشت حرکت حرف آخر را ساکن کنید :
اُکـتُــبُ = اُکـتُـب
ب ) اگر فعل شما فقط پنج حرف داشت ، حرف نون را از آخر فعل حذف کنید :
اُکـتُـبـن = اُکـتُـبـنَ ـــــ اِذهَـبـنَ = اِذهَـبـنَ
ج ) اگر فعل شما شش حرف داشت ، نون را از آخــر فعل حذف کنید :
اُکـتـبُـانِ = اُکــتُــبــا ـــ اِذهَــبـیـنَ = اِذهَــبــی ـــ اِجلِـسـونَ = اِجــلِـسـوا



