مصدر ـ بن ماضی ـ بن مضارع

مصدر

مَصْدَر: منشأ، اصل، بنیاد، سرچشمه، منبع. / جای بازگشتن فعل، اسم، صفت و قید. / جای صادر كردن فعل، اسم، صفت و قید. و در اصطلاح دستور زبان، مصدر، كلمه ای(اسمی) است كه معنی اصلی فعل، برخی اسم ها، صفت ها و قیدها را دربردارد بدون آن كه بر زمان یا شخص معیّنی دلالت كند.


كلمات در زبان فارسی هفت نوع اند كه عبارت اند از: فعل، اسم، حرف، صفت، قید، ضمیر، صوت(شبه جمله).

از میان اقسام كلمات فارسی، همه ی فعل ها و برخی(نه همه) از اسم ها، صفت ها و قیدها از مصدر ساخته می شوند و بعضی دیگر بدون مصدراند.

برخی از اسم ها، صفت ها و قیدها مصدر ندارند مانند: درخت(اسم)، خوب(صفت)، امروز(قید).

همه ی ضمیرها، حرف ها و صوت ها(شبه جمله) مصدر ندارند.

ویژگی های مصدر: 1- مصدر از نظر ظاهر به فعل شباهت دارد. 2- دو حرف آخر مصدر همیشه ‹ تن› یا ‹ دن› است.

ادامه نوشته

گناوه به یاد محله شمال

 

یادش بخیر

گناوه وپی دریا و مَـلّـه ی شمال ، یادش بخیر

ملّه ی شمال و چار کیچه و بچه های با حال، یادش بخیر

زمسونا و چارکیچه و بِنک کِلَک کرده ، یادش بخیر

زمین پرسپولیس شمال و کلی بازی و هَبّو کشیدن ، یادش بخیر

گوگ بازی و گوگ نو همبو نِخَرده ، یادش بخیر

تیرماره بازی و شَقّه ای یه تیر  ، یادش بخیر

گل بگیر شَدّه و شَدّه ری شَدّه همه حلال ، یادش بخیر

فوتبال و جنگ ملّه ی شمال و مَلّه ی عربا ، یادش بخیر

شبا و قاتق در خونه ها و همه الفرار ، یادش بخیر

تیر بیو ، ملّا برس و هفت سنگ ، یادش بخیر

تَلّه و گزه و تیسان و دَندِر و کُنارِ سُختُو ، یادش بخیر

گبگوب و کاسه و مُی هواسیم ، یادش بخیر

خیه و خیط و قلّاب و قُچ و ملالیس و چِوِر شُلی ، یادش بخیر

همه ی خوبیا و خوشیا و مردانگیا  ، یادش بخیر

 

بدون شرح

عكس هاي بدون شرح !!! (27 عكس)

آخیش راحت شدم

عكس هاي بدون شرح !!! (27 عكس)



آرایه های ادبی

كنايه
كنايه در لغت به معناي پوشيده سخن گفتن است و در اصطلاح سخني است كه داراي دو معني دور و نزديك است . كه معني نزديك آن مورد نظر نيست اما گوينده جمله را چنان تركيب مي كند و به كار مي برد كه ذهن شنونده از معني نزديك به معني دور منتقل مي شود.
نكته: در كنايه الفاظ همه حقيقي اند اما مقصود گوينده معناي حقيقي و ظاهري آن نيست.
نكته: كنايه معمولا در يك جمله يا يك تركيب به كار مي رود .

مثال 1 : هنوز از دهن بوي شير آيدش.
توضيح: كنايه از اين كه هنوز بچه است و بارز ترين نشانه ي بچگي همان شير خوردن است .
مثال 2 : ببايد زدن سنگ را بر سبوي.
توضيح: سنگ را بر سبو زدن كنايه از آزمايش و امتحان كردن است.

عباراتي نظير : دست و پا كردن ، روي كسي را به زمين انداختن ، شكم را صابون زدن ، بند از بند گشودن ، زبان در كشيدن ، عنان گران كردن ، دهان دوختن ، پاي در دامن آوردن ، سر زخاك بر آوردن ، دست ندادن ، دست به سياه و سفيد نزدن ، دست روي دست گذاشتن و ...همه كنايه هستند.
ادامه نوشته

ما همسایه خدا بودیم........


شاید دیگر مرا نشناسی!شاید مرا به یاد نیاوری ، اما من خوب تو را میشناسم . ما همسایه شما بودیم و شما همسایه ما و همه مان همسایه خدا.
یادم می آید گاهی وقت ها می رفتی و زیر بال فرشته ها قایم میشدی . و من همه آسمان را دنبالت میگشتم، تو می خندیدی و من پشت خنده ها پیدایت میکردم.
خوب یادم هست که آن روزها عاشق آفتاب بودی . توی دستت همیشه قاچی از خورشید بود ، نور از لای انگشت های نازکت میچکید . راه که میرفتی ردی از روشنی روی کهکشان می ماند.
یادت می آید؟گاهی شیطنت می کردیم و می رفتیم سراغ شیطان.تو گلی بهشتی به سمتش پرت میکردی و او کفرش در می آمد . اما زورش به ما نمی رسید . فقط میگفت: همین که پایتان به زمین برسد ، میدانم چطور از راه به درتان کنم.
تو شلوغ بودی ، آرام و قرار نداشتی . آسمان را روی سرت میگذاشتی و شب تا صبح از این ستاره به آن ستاره می پریدی و صبح که میشد در آغوش نور به خواب میرفتی.
اما همیشه خواب زمین را میدیدی . آرزویی، رویاهای تو را قلقلک میداد. دلت میخواست به دنیا بیایی و همیشه این را به خدا می گفتی و آن قدر گفتی و گفتی تا خدا به دنیایت آورد . من هم همین کار را کردم ، بچه های دیگر هم ، ما به دنیا آمدیم و همه چیز تمام شد .
تو اسم مرا از یاد بردی و من اسم تو را . ما دیگرنه همسایه هم نبودیم و نه همسایه خدا. ما گم شدیم و خدا را گم کردیم ...........
دوست من ، همبازی بهشتی ام ! نمی دانم چقدر دلم برایت تنگ شده . هنوز آخرین جمله خدا توی گوشم زنگ میزند: از قلب تو تا من یک راه مستقیم است، اگر گم شدی از این راه بیا.
بلند شو ، از دلت شروع کن . شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم.

چرا بعضی ها این همه دوست داشتنی هستند ؟

 


نه سحر و جادوست و نه كار گردنبند مهره مار. آدم‌هاي دوست‌داشتني و دلنشين، راز‌هاي ديگري دارند؛ راز‌هايي كه اگر چشم‌تان را روي رفتار‌هاي ديگران ببنديد از آنها بي‌خبر مي‌مانيد. دوست‌داشتني‌ها آدم‌هاي اطراف‌شان را خوب مي‌شناسند و مي‌دانند از چه ميانبر‌هايي مي‌توانند بيشترين تاثير را روي آنها بگذارند. پس اگر مي‌خواهيد شما هم به جمع دوست‌داشتني‌ها وارد شويد، دنبال فوت و فن خاصي نگرديد. شما بايد آرام‌آرام شخصيت‌تان را الك كنيد و ويژگي‌هايي كه چشم ديگران را خيره مي‌كند در خود نگه داريد. پس هر روز يك قدم به دوست‌داشتني شدن نزديك‌تر شويد.

آدم‌هاي دوست‌داشتني و دلنشين

مهره مار دست کیست؟

«هوا را از من بگیر، خنده‌ات را نه» شعر مشهور پابلو نرودا، بیان واقعیتی است در زندگی آدمی؛ یک انسان طبیعی، همان‌طور که به آب، هوا و خوراک محتاج است، حتی گاهی بیشتر از آنها، به چیز دیگری احتیاج دارد: توجه، احترام، محبت، عشق یا... .

همه ما، مرد یا زن، کودک یا سالمند، فقیر یا ثروتمند، پیروز یا شکست‌خورده، خوشحال یا غمگین، در هر حالی، به این «توجه» محتاجیم و این نیاز را ممکن است هزار جور بیان کنیم؛ یکی به زبان می‌آورد، یکی در رفتارش پیداست و ديگري فقط در نگاهش. حتی ممکن است چنان خویشتن‌دار باشیم که هیچ کس نفهمد، اما خودمان نمی‌توانیم انکارش کنیم.

اغراق نیست اگر بگوییم اغلب دعواهای زن و شوهری یا دلخوری‌های دوستانه، ریشه در همین مسئله دارند. می‌خواهیم به ما توجه شود و وقتی نمی‌شود یا به اندازه نباشد، دلخور می‌شویم و این را به صورت واکنش‌هاي پرخاشگرانه بیان می‌کنیم. می‌خواهیم دوست داشته شويم و وقتی احساس می‌کنیم به اندازه کافی دوستمان ندارند، افسرده یا عصبی می‌شویم. می‌خواهیم احتراممان را حفظ کنند و وقتی فکر می‌کنیم به ما توهین شده، اگر زورمان برسد، تلافی می‌کنیم و دعوا راه می‌اندازیم و اگر نرسد، در خودمان ريخته و حرص می‌خوریم و جایي دیگر، سر كس دیگري خالی می‌کنیم.

همه ما نیاز داریم دوست داشته شویم، محبوب و محترم باشیم، تحسینمان کنند، از خطاهایمان بگذرند و خلاصه، از گل بالاتر به ما نگویند.

اما گاهی یک موضوع را فراموش می‌کنیم: باید لیاقتش را داشته باشیم. خودخواهی محض است كه هرطور دلمان خواست با بقیه رفتار کنیم و بعد توقع داشته باشیم همه قربان صدقه‌مان بروند. (بگذریم که گاهی چون قدرت داریم و از ما می‌ترسند، این طور رفتار مي‌كنيم، ولی لازم به توضیح نیست که این محبوبیت فریبنده، نه پایدار است و نه ارزشی دارد، چون صادقانه نیست.) این مقاله، درباره بعضی از ابتدایی‌ترین اصولی صحبت می‌کند که می‌تواند شما را در قلب دیگران جا دهد، اگر لیاقتش را داشته باشید!

برگرفته از وبلاگ زیبای نسیم ناز

تجزیه و تحلیل درس ثمر علم و تماشای بهار(سال سوم راهنمایی)

دشت لاله
تجزیه و تحلیل درس ثمر علم و تماشای بهار(سال سوم راهنمایی) روان خوانی ( ثَمرِ علم ) ۱- ثَمر: نتیجه ، بهره ، میوه ، با ر ۲- تعلّم : یاد گرفتن ۳- تعلیم : یاد دادن ۴- به غایت دست تنگ بودم : در نهایت فقر زندگی می کردم ۵- بقّالی : از واژه ی بَقَل می آید. به معنی بُن شن ، حبوبات ۶- شبانگاه : به هنگام شب ، ( گاه ) پسوند زمان است. ۷- نفع آن به تو عاید گردد : بهره ای از آن به تو برسد. ۸- گرِده نان : یک قرص نان
 
                    با تشکر از همکار خوبم ادیب ارجمند جناب آقای محمد آزاد
ادامه نوشته

بدون شرح

www.Topoloo.Com

آداب مهمانی رفتن  ـــ  ّپرخاشگری در نوجوانان

آداب میهمانی رفتن

در جمع از ثروت و دارایی‌ها و افتخارات خویش تعریف نكنید و از شغل و مقام پردرآمد و پولساز خود صحبت نكنید، بویژه اگر مخاطب شما فاقد آنها باشد.

1 - قبل از رفتن به مهمانی، با میزبان تماس گرفته و با وی هماهنگی كنید.

2 - بهتر است از میزبان بخواهید خود وقت مناسب را تعیین كند.

 

منبع : salamatnews.com

ادامه نوشته

برخی زیبایی های طبیعی ایران

سی سخت باغ شهری یاسوج


اگر راهی 35 کیلومتری شمال غربی یاسوج شوید و گردنه های کوه های زاگرس را بپیمایید، شهری کوچک و زیبا آرمیده بر دامنه دنا می بینید به نام «سی سخت». شهری که در میان رایحه‌ای خوش از بوی آویشن، چویل، کلوس و بیلهر در فضایی رویایی جا خوش کرده و موسیقی آهنگینی از شرشر آب بر بلندای کوهسار آرامش خیال واقعی را برایتان به همراه دارد...

ادامه نوشته