جملاتي كوتاه و پر معني از دكتر شريعتي
مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.
جامعه دو طبقه دارد: يكي طبقه ای که می خورد و کار نمی کند. ديگري طبقه ای که کار می کند و نمی خورد.
تمام بدبختی های آدم مال این دو کلمه است یکی داشتن و یکی خواستن.
چقدر ندانستن ها و نفهمیدن ها که از دانستن ها و فهمیدن ها بهتر است.
آن ها که از در می آیند و می روند چهارپایان نجیب و ساکت تاریخ اند حادثه ها را تنها کسانی در زندگی آدمی آفریده اند که از پنجره ها بیرون جسته و یا به درون پریده اند.
با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته مشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش.
شرف مرد هم چون بکارت یک دختر است اگر یک بار لکه دار شد دیگر هرگز جبران پذیر نیست.
چاپلوسی یونجه لطیفی است برای درازگوشان.
چقدر دوست دارم این سخن مسیح را «از راه هایی مروید که روندگان آن بسیارند از راه هایی بروید که روندگان آن کم اند».
آدم بالاخره می میرد حالا من به اسهال خونی بمیرم بهتره یا به خاطر حرفم؟
گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشم ها نفهمند.
من از دو کار نفرت دارم: یکی درد دل کردن که کار شبه مردهاست و یکی هم از خود دفاع کردن برای تبرئه خود که کار مستضعفین است. شجاع به همدرد نیازمند نیست از ناله شرم دارد.
برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن.
یاس انسان امروزه یاسی است ناشی از آگاهی اش به خویش.
خوش بینی انسان در تاریخ زاییده ی جهلش نسبت به خویش است.
زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمی دهد.
دو پدیده را عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی. که این دو ربطی به هم ندارند زيرا آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد.
برای این که قومی خوب سواری بدهد باید احساس انسان بودن از او گرفته شود.
هرکس به میزان معلوماتی که دارد عالم نیست بکله به میزان مجهولاتی که در عالم احساس می کند، عالم است.
انسان به میزان برخورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست بلکه به اندازه نیازهایی که در خود احساس می کند انسان است.