ویژگی سخن
او در قصایدش پیرو سبک متقدمین بویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار می دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوهء را که شیوهء شاعران شمال و غرب ایران بود احیاء می نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی .

چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند .

نمونه شعر

آتش دل

به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر
كه هر كه در صف باغ است صاحب هنریست

بنفشه مژده‌ی نوروز میدهد ما را
شكوفه را ز خزان وز مهرگان خبریست

بجز رخ تو كه زیب و فرش ز خون دل است
بهر رخی كه درین منظر است زیب و فریست

جواب داد كه من نیز صاحب هنرم
درین صحیفه ز من نیز نقشی و اثریست

میان آتشم و هیچگاه نمیسوزم
همان بر سرم از جور آسمان شرریست

علامت خطر است این قبای خون آلود
هر آنكه در ره هستی است در ره خطریست

بریخت خون من و نوبت تو نیز رسد
بدست رهزن گیتی هماره نیشتریست

خوش است اگر گل امروز خوش بود فردا
ولی میان ز شب تا سحر گهان اگریست

از آن، زمانه بما ایستادگی آموخت
كه تا ز پای نیفتیم، تا كه پا و سریست

یكی نظر به گل افكند و دیگری بگیاه
ز خوب و ز شب چه منظور، هر كه را نظریست

نه هر نسیم كه اینجاست بر تو میگذرد
صبا صباست، بهر سبزه و گلشن گذریست

میان لاله و نرگس چه فرق، هر دو خوشند
كه گل بطرف چمن هر چه هست عشوه‌گریست

تو غرق سیم و زر و من ز خون دل رنگین
بفقر خلق چه خندی، تو را كه سیم و زریست

ز آب چشمه و باران نمی‌شود خاموش
كه آتشی كه در اینجاست آتش جگریست

هنر نمای نبودم بدین هنرمندی
سخن حدیث دگر، كار قصه دگریست

گل از بساط چمن تنگدل نخواهد رفت
بدان دلیل كه مهمان شامی و سحریست

تو روی سخت قضا و قدر ندیدستی
هنوز آنچه تو را مینماید آستریست

از آن، دراز نكردم سخن درین معنی
كه كار زندگی لاله كار مختصریست

خوش آنكه نام نكوئی بیادگار گذاشت
كه عمر بی ثمر نیك، عمر بی ثمریست

كسیكه در طلب نام نیك رنج كشید
اگر چه نام و نشانیش نیست، ناموریست