از بزرگترين جادو، سخنچينى است؛ زيرا با سخنچينى، ميان دوستان جدايى مىافتد، دوستان يكدل با هم دشمن مىشوند، به واسطه آن خونها ريخته مىشود، خانهها ويران مىگردد و پردهها دريده مىشود. سخنچين، بدترين كسى است كه روى زمين راه مىرود.
در سه چيز راستگويى زشت است: سخنچينى، خبر ناخوشايند دادن به مردى درباره زن و فرزندش و تكذيب كردن خبر كسى.
خصال، ص 87 ، ح 20
حدیث (3) پيامبر صلىاللهعليهوآله :
لا يُـبَلِّغُنى اَحَدٌ مِنْكُم عَنْ اَحَدٍ مِن اَصحابى شَيئا، فَاِنّى اُحِبُّ اَنْ اَخْرُجَ اِلَيكُم و اَنَا سَليمُ الصَّدرِ؛
كسى از شما حق ندارد از هيچ يك از يارانم چيزى به من بگويد؛ زيرا دوست دارم در حالى كه چيزى از شما در دلم نيست به سويتان بيايم.
مكارم الاخلاق، ص 17
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 17:11 توسط حسین کنگانی
|
سکوت اگر نشانه رضا بود چگونه باور نکنم سکوت گویای تو را نگاه اگر پیام آشنا بود چرا تمنا نکنم نگاه گیرای تو را به دلم نقش وفا خطوط مژگان تو زد به شبم رنگ سحر غروب چشمان تو زد به چشم مستی بخشت ز عشق اثر می بینم ز جلوه فروردین شکفته تر می بینم سکوت گویای تو را نگاه گیرای تو را چشمانت بود آئینه ای روشن چون دل اهل صفا تصویری ز سیمای سحر می خندد در این آئینه ها نگه من بسوی نگهت چو کبوتر برد نامه دل به هوایت زند پر که مگر شبی آگه ز هنگامه دل گمان برم که خاطر تو رضا عاشقان پسندد دل تو هر چه خاطر من طلب کند همان پسندد ای کاش رها بودم رهای رها ، رها از هرگونه قیل و قال ره از هر گونه غم دوری و انتظار دوست عزیز از اینکه نرگس زیبایتان نظاره گر این وبلاگ است به خود می بالم . مرا از شمیم طربناک گلستان اندیشه اتان بهره مند سازید . حسین کنگانی