http://s4.picofile.com/file/7970015157/28268La.jpg

در بهار فرصت عمر، روزها و شب‏هایی است به زیبایی «لیله القدر»؛ بهتر از هزار روز و هزار شب، روزها و شب‏هایی که جاودانه‏ اند و پلکان جاودانگی‏ اند؛ پرشور و پرنور و پرفیض و پربرکت. چشمه‏ ی نور و صفا از بستر وجود آن می‏جوشد. روزها و شب‏هایی که می‏توان با خواندن نغمه‏ ی «معرفت»، شهد «عبودیت» را چشید، و «عرفه» از آن روزهاست. روزی که اکسیر لطف الهی، دل‏های زنگار گرفته از گرد و غبار عصیان و غفلت را، زندگی می‏بخشد.

«عرفه»، روز معرفت است، روز جاودانگی و ابدیت، روز عشق و فرزانگی.

روزی که غبار عصیان و افسار گسیختگی، از قلب‏ها زدوده می‏شود؛روزی که هنگامه‏ ی حضور و شوق «توبه» است. «عرفه»، روزی است که ملایک در عرفات، سبد سبد گلواژه‏ های رحمت الهی و طَبق طَبق شیرینی اجابت در دست، می‏رسند.

«روز عرفه»، روز عشق است و مهربانی؛ روز بهار فرصت‏ها و هنگام رویش گلستان «رحمت» است.

«عرفه» نگین انگشتری ذی‏حجه است، نغمه‏ ی زیبای شکفتن در باغ صفا و مروه، شعر مشعر دل، صفای «صفا دلان»، مروّت «مروه پویان» و زمزمه‏ی «زمزم نوشان» است.

«عرفه»، روز اشک است و ناله. «عرفات»، سرزمین اشک‏ها، سرزمین عشق، سرزمین میعاد، سرزمین نور و سرور، سرزمین تقوا و توبه و سرزمین درد و درمان است. از گوشه گوشه‏ ی این دشت، ندای «لَبَّیْکَ، اَللَّهُمَّ لَبَّیْک، لَبَّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ ...» به عرش برین می‏رسد.

گوش کن! می‏شنوی؟ نگاه کن! می‏بینی؟ در بی‏کران دشت عرفات، هیچ نجوایی جز نیایش عاشقان به گوش نمی‏رسد؛ هنوز زیباترین نغمه‏ای که عرش را می‏لرزاند، مناجات عرفه‏ ی پاره‏ ی تن رسول و نور دیده‏ ی بتول است که در خلوت این صحرای ملکوتی، در برابر معبودش زانو زده و دست‏هایش به‏ سوی آسمان بلند است. گاه تبسمی بر لبانش نقش می‏بندد و گاه سیل اشک امانش نمی‏دهد.

«عرفه»، روز حسین علیه‏ السلام است و حسینی شدن؛ دل بر حسین علیه‏ السلام سپردن و هم نوا با حسین علیه‏ السلام خواندن.

«عرفه»، روز دعاست و دعا، قرارگاهِ اجابت در درگاه رحمت پروردگار حسین علیه‏ السلام .

«عرفه»، روز خداست و خدایی شدن. در عرفه، می‏توان دستان رحمت خدا را بر سر بندگان حس کرد. حجتش بی‏پرده نمایان است و رحمتش بی‏کران. «عرفه»، روز شکستن بت‏های درون است روز بریدن از خاک و پیوند با افلاک.

پهن دشت عرفات

جلوه‏ گاهی است که در آینه‏ اش

چهره‏ ی روشن وحدت پیداست

همه در زیر یکی سقف بلند

به مناجات و عبادت مشغول

اشک بر دیده و با بار گناهی بر دوش

همه در راز و نیاز،

جامه‏ ای ساده و یکسان بر تن.



http://s2.picofile.com/file/7970014408/641hadis_h636.jpg

http://s3.picofile.com/file/7970013545/1_01663953504156115406.jpg

http://s3.picofile.com/file/7970016448/aaarraf.jpg

http://s3.picofile.com/file/7970017632/arafe_L.jpg